خیریتی در کار نبود؛ دروغ بود و بعد خشکسالی

گفت و گوی عادل فردوسی پور با مهدی طارمی به ظاهر بسیار جنجالی و پر از محتوای تازه بوده اما اساسا چیز تازه ای در حرفهای طارمی نبود ؛ بازیکنی که حالا مورد خشم هواداران تیم نیز هست .ستاره ای که مجموعه رفتارهایش او را در موقعیتی قرارداده که قاعدتا نباید در آن جا باشد.

سردبیر “شهریار فوتبال” در این یادداشت به نکات مهم گفت و گو و ابهامات پس از مصاحبه پرداخته است:  

 

اول؛ فردوسی پور به طارمی می گوید که “تو باعث محرومیت پرسپولیس شدی و در این شرایط بهتر بود در این تیم می ماندی.” اما طارمی پرسپولیس را محروم نکرده است. باشگاه پرسپولیس با علم به مسایلی که میان طارمی و ریزه اسپور در ترکیه پیش آمد، با او قرارداد بست و پس از عقد قرارداد با طارمی، چندین ماه فرصت داشت که با باشگاه ریزه اسپور یه تفاهم و توافق برسد تا کار به فیفا کشیده نشود. درواقع به طور دقیق تر میتوانیم بگوییم که طارمی در محرومیت پرسپولیس نقش بسیار کمی داشته و تقصیر بر گردن او نیست. (ضمن اینکه از نظر فنی بازگشت طارمی به پرسپولیس، برای این تیم مفید بود و او نقش مهمی در قهرمانی پرسپولیس داشت.) با این وصف رای فیفا مطابق با فعل و انفعالی است که رخ داده؛ در واقع فیفا پرسپولیس را به دلیل تخلف از دو پنجره نقل و انتقالاتی محروم کرده تا با این کار هواداران و تیم با عواقب تخلف بزرگشان مواجه شوند.  

 

دوم؛ محرومیت ۴ ماهه طارمی از فوتبال حرفه ای و محرومیت پرسپولیس از دو پنجره نقل و انتقالات از سوی فیفا به چه دلیل بوده؟ به این دلیل که مهدی طارمی پیش از پرسپولیس با ریزه اسپور قرارداد بسته بوده و باشگاه پرسپولیس هم به دلیل عدم صداقت در این زمینه و عقد قرارداد با طارمی مجازات شده است. حالا طارمی در برنامه تلویزیونی ادعایی کرده مبنی بر اینکه طرفین قرارداد با هم هماهنگ بوده اند. اما مگر فیفا هم روی همین مسئله دست نگذاشته بود؟ بنابراین چه اتفاق تازه ای رخ داده که این بلوا در فوتبال ایران به پا شده؟ مسئله ، برداشت های نه چندان درستی هستند که حالا فرصت طرح شدن در مقیاس بزرگ را دارند . برداشتهایی از جنس هواداری که کار روزنامه نگاری را با چالش مواجه می کنند . اگر در ابتدای فصل پیش هواداران پرسپولیس به روزنامه نگارانی که انتقال طارمی را غیراخلاقی و دردسر ساز می دانستند حمله می کردند، حالا هواداران تیم رقیب، همان روزنامه نگاران را به عدم صداقت و تمایل رنگی متهم می کنند و می گویند چرا شما کاری نمی کنید که از پرسپولیس کسر امتیاز بشود ، درحالیکه فوتبال قانونگذار و مرجع قضایی دارد.

 

 

سوم؛ بگذارید مورد “هاکان” را بررسی کنیم؛ هافبک ترک تبار حال حاضر میلان که تا فصل قبل در لورکوزن بازی می کرد. هاکان در فوریه ۲۰۱۷ به دلیل اینکه قبلا با ترابوزان اسپور قرارداد بسته بود اما بدون حضور در تمرینات این تیم، به لورکوزن رفته بود، ۴ ماه از حضور در میدان محروم شد اما لورکوزن نه نتایج اش در بوندسلیگا تغییر کرد و نه از لیگ قهرمانان اروپا کنار گذاشته شد. یادمان نرود که فیفا وقتی با لورکوزن اینگونه برخورد میکند یا بارسلونا و اتلتیکو مادرید را از پنجره های نقل و انتقالات محروم می کند، قطعا تحت تاثیر اسم پرسپولیس، در رای صادره در مورد این باشگاه هیچ هراسی ندارد. و یادمان نرود که فوتبال چنان بیزنس بزرگی شده که بارسلونا و منچستریونایتد و چلسی و اتلتیکو مادرید بر سر جذب استعدادهای ۱۴ ۱۵ ساله و سودای درامدزایی در بلند مدت، از سوی فیفا محروم شده یا در استانه محرومیت قرار گرفته اند. یادمان نرود که باشگاه میلان برای حفظ دوناروما گلر جوان و ستاره بزرگ تیمش از تمام توانش در زمینه های مختلف استفاده کرد و حتا به خواسته دوناروما تن داد و با برادر این بازیکن هم قرارداد بست تا دوناروما در سن سیرو ماندنی شود. مسئله به هیچ وجه تطهیر باشگاه پرسپولیس و شخص علی اکبر طاهری نیست (که او کوتاهی بزرگی در این داستان انجام داده است)، بلکه موضوع این است که این جریانات در فوتبال امروز کم نظیر نیست. باشگاه های بزرگ اروپایی هم برای حفظ  نیروهای انسانی‌نخبه خود گاهی راه های پر پیچ و خم را میروند که گاهی منجر به احکام فیفا هم می شود.

 

 

چهارم؛ “من میخواستم در پرسپولیس بمانم ولی از یکسری آدم پیام هایی دریافت کردم که میگفتند تو نمیتوانی بمانی و برایت بد میشود اگر بمانی.” اما اقای طارمی! ماجرا خیلی ساده است و نیازی به فشار بعضی آدم ها از بعضی جاها نبوده. شما فقط ۴ ماه از قراردادت مانده بود و باشگاه از شما خواست که یا قراردادت را تمدید کنی یا به تیم دیگری بروی تا درامد برای باشگاه ایجاد شود. دقیقا مثل پرونده بزرگترین نقل و انتقال همین زمستان در اروپا؛ الکسیس سانچس تا پایان فصل جاری با ارسنال قرارداد داشت و وقتی ونگر و مدیران آرسنال دیدند سانچس راضی به تمدید قراردادش نمیشود، او را فروختند. به همین سادگی. طارمی در سفسطه زبانی اش اشاره به این نکرده که میخواست چه مدت در پرسپولیس امند و مشخص است که منظورش این بوده که میخواسته تا پایان فصل بماند و عادل  هم این حرفش را به چالش نکشید اما روشن است که طارمی قصد تمدید نداشته و میخواسته تا اخر فصل پرسپولیسی بماند و در این شرایط منطقی ترین تصمیم ممکن از سوی باشگاه پرسپولیس و برانکو، فروش طارمی بود.اتفاقا باید باشگاه پرسپولیس را به همین سبب مورد نقد بیشتری قرار داد که چطور نتوانسته با زیرفشار گذاشتن طارمی در همان روزهای ابتدای محرومیت این بازیکن را به عقد قرارداد مجاب کند تا رد آمد بیشتری از او کسب کند. چه ، یادمان نرود که در نهایت بازگشت طارمی یک خسارت ۸۰۰ هزاردلاری هم به بار آورده که حتی دخالت حسن روحانی و رفع و رجوع آن بازهم از  آسیب عمومی اش نکاسته است .

 

پنجم؛ مهمترین تم در گفت و گوی طارمی با فردوسی پور و اصولا مهمترین تم در ماجراهای مربوط به طارمی، نه حرکت پرسپولیس است و نه تهدیدات برخی افراد و از بعضی جاها. تم اصلی این است که طارمی می خواهد از راه های غیرحرفه یی از مواهب مالی و اعتباری زندگی‌ حرفه ای استفاده کند. طارمی به عادل می گوید که “وقتی حکم محرومیت من آمد، آنقدر ناراحت بودم که در دبی قبل از بازی با الهلال اصلا نمیخواستم تمرین کنم و خمارلو و ترکاشوند امدند توی اتاقم مجبورم کردند که بیایم بیرون و تمرین کنم. و نیم ساعت از تمرین گذشته بود که جلوی دوربین قرارم دادند و گفتند که بگو خیریتی در کار بوده…” اینجا سوال این است که اصلا شما به عنوان بازیکن پرسپولیس، چرا به خودت اجازه دادی که سر تمرین حاضر نشوی؟ مگر شما با باشگاه پرسپولیس قرارداد نداری؟ مثلا اگر سوارز با یک خطای شدید سه جلسه از همراهی بارسلونا در لالیگا‌ محروم شود، میتواند برود توی اتاقش صبح تا شب به احساس ناراحتی اش ادامه دهد؟ این همه اختیارات را چه کسی‌ به طارمی تفویض کرده؟ و راستی مگر برانکو ایوانکوویچ سه روز قبل از بازی با الهلال، به کسی اجازه میدهد که وسط تمرین(و نه قبل از تمرین) مصاحبه کند؟

 

 

ششم؛ به تک تک بازیکنان ایرانی که در اروپا موفقیت نسبی داشته اند، نگاه‌کنید. تفاوت اصلی این بازیکنان با بسیاری از همکارانشان که به فوتبال اروپا نرسیده اند یا رسیده اند و موفق نشده اند، در چه بوده؟ تکنیک؟ قدرت؟ یا حرفه ای گری و تلاش برای راستگویی و پیگیری مسیر مستقیم؟کریم انصاری فر و البته کاوه رضایی مثال های درستی هستند که نبوغ برای موفقیت کافی نیست . برای ما که سرمایه های فوتبال مان را دوست داریم ، طارمی یکی از اولویت های نصیحت و مکالمه خواهد بود تا تغییری در خود بدهد و بیشتر نگران آینده و سرمایه اجتماعی ناشی از حضورش در پرسپولیس باشد . اگر امروز علی دایی طارمی را به ناسپاسی نسبت به دوستانش متهم کرده ،حتما به عنوان اولین مربی بزرگ مهدی تغییر ناخوشایندی را از او حس کرده است .البته ما همچنان امیدواریم زیست در قطر و بازی کنار سوپراستاری مثل اشنایدر تاثیر آنی خود را روی طارمی بگذارد. بازیکنی که امیدوارکننده  و الهام بخش بوده و ما دوست داریم پسر خوب فوتبال ایران باقی بماند.

 

پژمان راهبر

نظر شما !!